مردم در رویای خانه دار شدن به سر می برند
عضوکمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی هفته گذشته دریک برنامه تلویزیونی گفت: فردی در تهران صاحب ۲۵۰۰ خانه است اما آنها را وارد بازار عرضه مسکن نمیکند. در سال ۹۴ ما بر تولید مالیات بستیم اما بر خانههای مازاد و سوداگری مسکن هیچ مالیاتی بسته نشد. در آن سال این طرح به مجلس آمد اما با نقش آفرینی برخی افراد موضوع مالیات بر عایدی سرمایه از دستور کار خارج شد.
به گزارش اخبار ساختمان، وی گفت: ۷۰ درصد معاملات مسکن مصرفی نیست و جنبه کسب سرمایه بیشتر را دارد. متاسفانه نرخ مسکن را افرادی که صاحب تعداد خانههای بالا هستند تعیین میکنند. افزایش قیمت مسکن در شهرهای بزرگ، کم کم تاثیرش را نیز در شهرهای کوچک خواهد گذاشت.
به نظر میرسد در کنار سلطان سکه و سلطان قیر و سلطان شکر و … زمزمه ظهور سلطان خانه هم به گوش میرسد اما خوب است به این پرسش پاسخ داده شود که آیا ممکن است در جایی دیگراز این کره خاکی یک «فرد» نه شرکت بتواند صاحب ۲۵۰۰ خانه در یک شهر باشد؟ در همه کشورهای توسعه یافته دنیا قوانین مالیات تصاعدی به گونه ای است که کسی که دارای این شمار خانه باشد تازه به فرض مشروع بودن به خاطر پرداخت مالیات تصاعدی و دریافت اجاره بهای ثابت متضرر میشود. بنابراین نوع نظام اقتصادی و نوع قوانین به شکلی است که جلوی استفاده سوداگرانه از خانه و مستغلات را میگیرد.
همان نماینده مجلس در همان مصاحبه گفت ۱۰ میلیون و ۵۰۰ هزار واحد مسکونی از سال ۸۵ تا ۹۵ ساخته شده، اما ۲ میلیون و ۴۰۰ هزار واحد آن در اختیار مصرف کننده قرار گرفته است. بقیه ۷ میلیون و پانصد هزار واحد دست افراد تاثیر گذار در بازار مسکن است. اما به علت عدم وجود قانون از این افراد مالیات اخذ نمیشود.
در دنیا شکلی از مالیات وجود دارد به نام مالیات بر عایدی سرمایه (CGT). این مالیات شامل درآمد حاصل از سرمایههای افراد است. این مالیات دو کارویژه اصلی دارد. اول: افزایش درآمد مالیاتی دولت. دوم: سلب انگیزههای سوداگرانه افراد. این نوع مالیات هم اکنون در ۱۷۰ کشور جهان وجود دارد و در ایران با آنکه سامانه اطلاعاتی آن بوجود آمده همچنان قانونی برای آن وجود ندارد. این مالیات با اینکه بسیار موثر است اما عملاً مشمول ۹۵ درصد مردم نمیشود.
مالیات بر عایدی سرمایه مشمول کسانی میشود که سرمایههایی مازاد بر نیاز خود و اعضای خانواده دارند. سال گذشته دولت برای کنترل بازار سکه اقدام به فروش سکه با قیمت یک میلیون و چهارصد هزار تومان کرد که از میان خریداران ۳۸ نفرهر کدام بیش از ۵ هزارسکه خریدند و یک جوان ۳۱ ساله به تنهایی با پرداخت نقدی مبلغ ۵۳ میلیارد و ۵۵۰ میلیون تومان ۳۸ هزار و ۲۵۰ سکه طلا خرید.
مالیات بر عایدی سرمایه در واقع مالیاتی است که از این تیپ افراد دریافت میشود و ارتباطی به کسانی که درآمد متعارف و حتی پسانداز معقول دارند، ندارد. بویژه اینکه در پیش نویس لایحهای که بالاخره به همین منظور نوشته شده، خانههای افراد به تعداد اعضای خانواده از این نوع مالیات معاف دانسته شده است.
بدون تردید نگاه سوداگرانه به بازار مسکن باعث افزایش هیجانی قیمتها میشود. با اینکه در تهران طبق آمار وزارت راه و شهرسازی بیش از پانصد هزار خانه خالی وجود دارد با این حال طی یک سال گذشته قیمت مسکن ۱۱۲ درصد افزایش یافته است. شاخص امید به خانه دار شدن همچنان در حال کاهش است. در تهران میانگین قیمت یک آپارتمان معمولی در حدود دستمزد ۴۰ سال کار یک کارگر یا کارمند است. این رقم در نوع خود یک رکورد محسوب میشود و به کاهش شاخص «امید به آینده» منجر میشود.در واقع، آرزوی داشتن «خانه رویایی» دراین دیار برای اکثریت مردم به «رویای خانه دار شدن» تنزل یافته است.
کارشناسان میگویند برای حفظ تعادل در بازار مسکن خوب است تعداد خانههای خالی3 تا ۴ درصد بیشتر از تعداد خانوارها باشد. طبق آمار رسمیتعداد خانههای خالی در تهران ۱۳ درصد کل خانههاست اما همچنان تعادل در بازار وجود ندارد! یکی از علل اصلی این بی تعادلی، همان است که نماینده مجلس از آن به عنوان وجود شمار زیادی خانه در دست افراد اثرگذار یاد کرد.
برای رهایی از این وضع سه کار باید کرد. اول اینکه باید همان افراد اثرگذار، در قوای مقننه کشور نفوذ نداشته باشند. دوم تصویب قوانینی که صرفه سوداگرانه را از احتکار مسکن بزداید. سوم اینکه راه فرار یا دور زدن قانون را باید از ابتدا بست.
ایرنا
به نظر میرسد در کنار سلطان سکه و سلطان قیر و سلطان شکر و … زمزمه ظهور سلطان خانه هم به گوش میرسد اما خوب است به این پرسش پاسخ داده شود که آیا ممکن است در جایی دیگراز این کره خاکی یک «فرد» نه شرکت بتواند صاحب ۲۵۰۰ خانه در یک شهر باشد؟ در همه کشورهای توسعه یافته دنیا قوانین مالیات تصاعدی به گونه ای است که کسی که دارای این شمار خانه باشد تازه به فرض مشروع بودن به خاطر پرداخت مالیات تصاعدی و دریافت اجاره بهای ثابت متضرر میشود. بنابراین نوع نظام اقتصادی و نوع قوانین به شکلی است که جلوی استفاده سوداگرانه از خانه و مستغلات را میگیرد.
همان نماینده مجلس در همان مصاحبه گفت ۱۰ میلیون و ۵۰۰ هزار واحد مسکونی از سال ۸۵ تا ۹۵ ساخته شده، اما ۲ میلیون و ۴۰۰ هزار واحد آن در اختیار مصرف کننده قرار گرفته است. بقیه ۷ میلیون و پانصد هزار واحد دست افراد تاثیر گذار در بازار مسکن است. اما به علت عدم وجود قانون از این افراد مالیات اخذ نمیشود.
در دنیا شکلی از مالیات وجود دارد به نام مالیات بر عایدی سرمایه (CGT). این مالیات شامل درآمد حاصل از سرمایههای افراد است. این مالیات دو کارویژه اصلی دارد. اول: افزایش درآمد مالیاتی دولت. دوم: سلب انگیزههای سوداگرانه افراد. این نوع مالیات هم اکنون در ۱۷۰ کشور جهان وجود دارد و در ایران با آنکه سامانه اطلاعاتی آن بوجود آمده همچنان قانونی برای آن وجود ندارد. این مالیات با اینکه بسیار موثر است اما عملاً مشمول ۹۵ درصد مردم نمیشود.
مالیات بر عایدی سرمایه مشمول کسانی میشود که سرمایههایی مازاد بر نیاز خود و اعضای خانواده دارند. سال گذشته دولت برای کنترل بازار سکه اقدام به فروش سکه با قیمت یک میلیون و چهارصد هزار تومان کرد که از میان خریداران ۳۸ نفرهر کدام بیش از ۵ هزارسکه خریدند و یک جوان ۳۱ ساله به تنهایی با پرداخت نقدی مبلغ ۵۳ میلیارد و ۵۵۰ میلیون تومان ۳۸ هزار و ۲۵۰ سکه طلا خرید.
مالیات بر عایدی سرمایه در واقع مالیاتی است که از این تیپ افراد دریافت میشود و ارتباطی به کسانی که درآمد متعارف و حتی پسانداز معقول دارند، ندارد. بویژه اینکه در پیش نویس لایحهای که بالاخره به همین منظور نوشته شده، خانههای افراد به تعداد اعضای خانواده از این نوع مالیات معاف دانسته شده است.
بدون تردید نگاه سوداگرانه به بازار مسکن باعث افزایش هیجانی قیمتها میشود. با اینکه در تهران طبق آمار وزارت راه و شهرسازی بیش از پانصد هزار خانه خالی وجود دارد با این حال طی یک سال گذشته قیمت مسکن ۱۱۲ درصد افزایش یافته است. شاخص امید به خانه دار شدن همچنان در حال کاهش است. در تهران میانگین قیمت یک آپارتمان معمولی در حدود دستمزد ۴۰ سال کار یک کارگر یا کارمند است. این رقم در نوع خود یک رکورد محسوب میشود و به کاهش شاخص «امید به آینده» منجر میشود.در واقع، آرزوی داشتن «خانه رویایی» دراین دیار برای اکثریت مردم به «رویای خانه دار شدن» تنزل یافته است.
کارشناسان میگویند برای حفظ تعادل در بازار مسکن خوب است تعداد خانههای خالی3 تا ۴ درصد بیشتر از تعداد خانوارها باشد. طبق آمار رسمیتعداد خانههای خالی در تهران ۱۳ درصد کل خانههاست اما همچنان تعادل در بازار وجود ندارد! یکی از علل اصلی این بی تعادلی، همان است که نماینده مجلس از آن به عنوان وجود شمار زیادی خانه در دست افراد اثرگذار یاد کرد.
برای رهایی از این وضع سه کار باید کرد. اول اینکه باید همان افراد اثرگذار، در قوای مقننه کشور نفوذ نداشته باشند. دوم تصویب قوانینی که صرفه سوداگرانه را از احتکار مسکن بزداید. سوم اینکه راه فرار یا دور زدن قانون را باید از ابتدا بست.
ایرنا
تازهترین اخبار ساختمان
اجماع دولت و مجلس بر رونق تولید مسکن
تامین زمین بیش از 168 هزار متقاضی جوانی جمعیت
سقف افزایش اجاره بها برای تمدید 25 درصد است
پاسخ به سه پرسش پرتکرار درباره سامانه ثبت ادعا
ضرورت اجرای قانون مالیات بر خانه های خالی
تامین زمین برای 665 هزار و 273 واحد مسکن حمایتی
مرحله سوم ثبت نام طرح آشیان آغاز شد
کف پوش آپارتمان نوساز، مقایسه فرش ماشینی، پارکت و سرامیک
تعیین سقف اجاره بها می تواند بازار را نجات دهد؟
شرایط و نحوه فسخ قرارداد مشارکت در ساخت + نکات مهم حقوقی
نکات مهم در انتخاب عایق های حرارتی چیست؟
رفع تصرف 30 مورد از اراضی ملی در شهرستان دماوند
گلایه انبوه سازان از هزینه های تحمیلی در پروژه ها
ورود قیمت اوراق وام مسکن به کانال 85 هزار تومان
جامعه کارگری در انتظار نحقق وعده های مسکنی
پربازدیدترین اخبار
ضرورت اجرای قانون مالیات بر خانه های خالی
پاسخ به سه پرسش پرتکرار درباره سامانه ثبت ادعا
سقف افزایش اجاره بها برای تمدید 25 درصد است
تامین زمین بیش از 168 هزار متقاضی جوانی جمعیت
اجماع دولت و مجلس بر رونق تولید مسکن
کف پوش آپارتمان نوساز، مقایسه فرش ماشینی، پارکت و سرامیک
مرحله سوم ثبت نام طرح آشیان آغاز شد
تامین زمین برای 665 هزار و 273 واحد مسکن حمایتی
جامعه کارگری در انتظار نحقق وعده های مسکنی
ورود قیمت اوراق وام مسکن به کانال 85 هزار تومان
گلایه انبوه سازان از هزینه های تحمیلی در پروژه ها
رفع تصرف 30 مورد از اراضی ملی در شهرستان دماوند
نکات مهم در انتخاب عایق های حرارتی چیست؟
شرایط و نحوه فسخ قرارداد مشارکت در ساخت + نکات مهم حقوقی
تعیین سقف اجاره بها می تواند بازار را نجات دهد؟

